سال 93 بود که توانستم با مدیر بخش کامپیوتر و آی تی آب منطقه ای اردبیل در یک شرکت نرم افزاری ، ملاقات نمایم.
از مشکلات خودش با شرکت های نرم افزاری می گفت . 

" این برنامه رو به چند تا شرکت نرم افزاری سپرده ایم ، اما هیچ کدام نتوانسته اند آنچه را که ما می خواهیم بنویسند " 

ازش سوال کردم که چه چیزی می خواهید بنویسید ؟ جواب داد که من می خواهم یک سیستم جامع قراردادی های شرکت آب منطقه ای کل استان را بنویسید . البته تاکید داشت که توسعه نرم افزار بر اساس متودولوژی اسکرام باشد. 
خودش می گفت وقتی از این متودولوژی حرف می زنم، کسی نمی فهمد که من چه می گویم . 

من هم که کل این متودولوژی را از بَر بودم ، برایش توضیح دادم که توسعه نرم افزار باید این گونه باشد . او هم خیلی خوشحال شد و از من خواست که در جلسه هیئت مدیران شرکت آب شرکت کنم . 

این اولین جلسه من با مدیران دولتی یک سازمان بود . سطح سواد مدیری که با من قرار ملاقات گذاشته بود ، خوب بود و هر چه را که من می گفتم درک می کرد . اما دریغ از سایر مسئولین . بهتر است ادامه ندهم . 

هیچی بعد از تصویب پروژه توسط اعضا ، من گروه سه نفری خودم را جمع و جور کردم و بعد از یک ماه که نیاز های نرم افزاری (Software Requirements Gathering) را انجام دادیم ، شروع کردم به توسعه نرم افزار. 

هر دو هفته الی ده روز یک Release داشتیم و مدیر بخش کامپیوتر هم از کار ما خیلی راضی بود  . در اواسط کار هم به مشکلاتی به علت بی سوادی کارکنان بر خورد کردیم  . 

یکی از آنها را به خوبی به یاد دارم که ، یکی از کارمندان به دیگری با زبان تورکی می گفت که اگر این برنامه نوشته شود و در سازمان راه اندازی شود ، دیگر جایی برای تو باقی نخواهد ماند . این کارکنان مسئولین محترم بخش قرارداد ها بودند . همون بخش اصلی . بعضی وقت اطلاعات غلط میدادند . فقط به این علت که فکر می کردند شغل شان را از دست خواهند داد. 

کلیه گفت و گو های آنها به زبان تورکی بود . چون من به زبان فارسی صحبت می کردم فکر می کردند که من تورکی بلد  نیستم . اما امان از دل غافل که این اشتباه را مرتکب شدند . 

من وقتی این برخوردها را مشاهده می کردم فقط توضیح میدادم که این نرم افزار باعث راحتی هر چه بیشتر کارهای شما عزیزان می شود . اما کو گوش شنوا ؟ 

اکثر وقت ها برای تست و بررسی نرم افزار ، به مدیر بخش کامپیوتر مراجعه می کردم  . با او بحث می کردم که این کارکنان چرا اینطوری اند ؟ 

پاسخ داد که کاری به کار آنها نداشته باش . هر سوالی داشتی بیا از خودم بپرس . 

بعد از چند ماه که نرم افزار به مراحل نهایی خودش رسیده بود ، مدیر عامل عوض شد . فاجعه ای دیگر پیش آمد . 

وقتی مدیر این نرم افزار را دید ، گفت من کلا با نرم افزار میانه یِ خوبی ندارم . به درد سازمان من هم نمی خورد . 

هیچی که هیچی . کار ما هم شد پوچ پوچ . 

این ها گفتم که فقط این جمله آخر را بگویم که :

هیچگاه در قراردادهای نرم افزاری خود ، مبلغ نهایی پرداختی را به آخر کار و پس از تحویل آن موکول نکنید . این اشتباهی بود که من انجام دادم و باعث شدم عمر سه نفر به مدت زمان سه ماه تلف شود و چیزی دستمان را نگیرد.

فقط و فقط فکر کرده بودیم که همه چیز ثابت است و همیشه همین طوری باقی می ماند . 

یک توصیه برای کسانی که می خواهند قرارداد های نرم افزاری را تنظیم کنند .
 
من خودم که باشم برای قراردادهای بعد این روش را به کار می برم :

1) ابتدا کار 15 درصد مبلغ قرارداد . 
2) اواسط کار و بعد از اولین  تحویل  25 درصد مبلغ قرارداد 
3) در اواسط کار 50 درصد مبلغ قرارداد . 
4) قبل از پیاده سازی اصلی 80 درصد مبلغ قرارداد .
5) بعد از پیاده سازی و Maintain نرم افزار 100 درصد مبلغ قرارداد. 

هزینه های پشتیبابی و نگهداری را هم جداگانه در قرارداد دیگری تنظیم می کنم .