نکته : این نوشته هم مانند تمام نوشته های دیگر من بر اساس تجربه و دیدگاه شخصی نوشته شده است. پس ممکن است پر از اشکال و خطا باشد.


چند وقت که نه چند سالی است که تکنولوژی های جدید بر سرزبان ها افتاده است. تا اونجایی که یادمه اولیش بیگ دیتا بود. بعدش دیپ لرنینگ بود. بعدش بیت کوین و الان شده بلاک چین.

هر کسی که از من در مورد اینها می پرسد ، فقط یک پاسخ به آنها می دهم. " به درد من و کسب و کار من نمی خورد."

من در کشوری دارم زندگی می کنم که فعلا در ساخت سیستم های نرم افزاری درست حسابی در زمینه سازمان و معماری های سازمانی ، لنگ می زند. 

فعلا در ایران کسی نتوانسته ERP درست و حسابی را راه اندازی کند. مرا چه به بلاک چین؟ 

من در جامعه ای کار می کنم که فعلا تکنولوژی های پایه ای نرم افزار را نمی داند ، در موردش کتابی تهیه نکرده و نمی خواند، اما دم از بلاک چین و بیگ دیتا می زند.

نمی دانم چندین شرکت و سازمان در این کشور وجود دارد که نیاز اصلی اش بیگ دیتا باشد. اما در مقابل هزاران نفر متخصص بیگ دیتا بیکار وجود دارد. 

فعلا تعداد زیادی از شرکت ها و سازمان های این مرز و بوم از امنیت کافی برخوردار نیستند. همین چند وقت پیش بود که مرکز ماهر به بررسی تعداد زیادی از سایت های سازمان های مختلف پرداخت و هشدار های امنیتی را به آنها گوشزد کرد. اما کو گوش شنوا.

هزاران مثال از این دست می توان زد.

فکر کنم برای طراحی و ساخت سیستم های نرم افزاری جدید باید از اصول پایه شروع کرد.

اما بازهم گوشی بدهکار این حرف ها نیست. 

یادم باشد که وقتی از تکنولوژی های جدید استفاده می کنم ، مزایا و تهدیدات و خطرات آن را بررسی کنم. یادم باشد که هر چیزی که جدید معرفی می شود، لزوما مفید و کامل نیستند.

یادش بخیر زمانی که برای زیمنس کار می کردم ، آخرین نسخه های برنامه هایشان را بر روی ویندوز 7 اجرا می کردند و تحویل میداند.

اما در ایران در همان زمانی که نسخه بتای ویندوز10 آمده بود ، اکثر افراد ناشی آن را نصب کرده بودند. بدون اینکه بدانند آیا این محصول ممکن نیست برای من خطراتی داشته باشد؟

نمی دانم این همه شتاب  و اشتیاق برای استفاده از تکنولوژی های جدید از کجا آمده؟ 

اگر این تکنولوژی خوب است چرا کل اروپا و آمریکا از آن استفاده نمی کنند؟ 

چرا  برای استفاده یک محصول ،تا زمانی که مراحل استاندارد سازی و تست و حقوق کپی رایت را نگذرانده است ، شروع به استفاده می کنند؟ 

واژه ای مناسب تر از هرزه رانی را برای اینکار یافت نکردم. 

این مثال دقیقا مثل اینست که من ادعا کنم که مکانیک خودرو را بلدم و می دانم ، اما آچار دست گرفتن و بالانس کردن را نمی دانم. 

این روند شتاب و اشتیاق برای استفاده از محصولات و تکنولوژی های جدید در اکثر زمینه های کاری وجود دارد. مثلا کمپانی مرسدس بنز چیزی در حدود 25 سال پیش سیستم خودران خودرو را روی یک مینی بوس بنز امتحان کرد. ولی تا الان ادعا نکرده که سیستم خودران کمپانی اش ، بهترین سیستم خودران موجود می باشد. ( همان مینی بوس هایی که برای سرویس مدارس در ایران استفاده می شود. البته قبلا برای مسافرت های بین شهری کوتاه هم از این مینی بوس ها استفاده میشد. زمان ساخت اش هم مربوط می شود به دوران قبل از انقلاب.)

سخن آخر : هر چیزی که در دنیای نرم افزار ارائه می شود ، در اوایل نواقص و تهدید های فراوانی را برای کاربران دارد. مثل همین سه نسخه وب که ارائه شد و هنوز هم که هنوزه ، ایراداتی داره. 

به نظرتون چقدر از عمر وب می گذره ؟ 

چقدر می گذره از زمانی کاربران به طور عمومی شروع کردند به استفاده از پی سی ها؟ ( منظورم از زمانی است که کامپیوتر برای استفاده عموم ارزان شد)

آیا آهسته تر کردن این شتاب ، مفید نیست؟ 

آیا مطالعه کردن در مورد سیستم ها و نرم افزار های قدیمی مفید نیست؟ 

استفاده کردن از آنها چه ؟ در صورتی که زیر و بم آنها را بدانیم.