آنهایی که منتظرند دیگران به آن ها راه را نشان دهند، راه را هیچگاه نخواهند یافت و در حقیقت همین ها ، همان گمراهانی هستند که می اندیشیده اند که راه را یافته اند. چون دیگری گفته بوده که این راه درست است.

 اما من پذیرفته ام همان خری باشم که بوده ام. از دنیای انسان ها بریده ام. دیگر احساس تنهایی نمی کنم. تنهایی را تنها زمانی احساس می کنم که با کسی دیگر هستم و در چند کلام می فهمم که چقدر من از دنیای او دورم و به همان اندازه او چقدر از دنیای من. 

خر بودن احساس خوبی است. چون فقط سرت را می اندازی پایین و کارت  را می کنی. از دیگران خرده نمی گیری که چرا زبان من را نمی فهمند. چون پذیرفته ای که خر باشی و خر بودن خودش لذت است. 

تا بحال خری مانند خودم را پیدا نکرده ام. این را با تمام وجودم می گویم. همین خری که در تصویر زیر مشاهده می کنید.


Related image


 اینم از مراسم تبرک خر در میان اهالیِ بلاد کفر و زور 


Related image

 


یه کمی فکر کنید متوجه میشید که ارزش  خر اینجا تا اونجا زمین تا آسمون فرق می کنه و به همون اندازه هم کارهاشون با اینجا فرق می کنه.