۸ مطلب با موضوع «تجربه شخصی» ثبت شده است

یک احمق بدون برنامه || عکس نوشته‌ها


 یک احمقِ  ‌بابرنامه، می‌تواند

یک نابغه بدون برنامه را شکست دهد.

وارن بافت



  • سعید فعله گری
  • دوشنبه ۲۱ آبان ۹۷

داستان کاری من : از مغازه پدر تا دعوت‌نامه‌ی VIP مونیخ و میلان


داستان شغلی من: شاگردی در نزد پدرم

این مطلب برای کسانی است که از طریق وبلاگم با من آشنایی دارند.به همین دلیل مجبورم از ابتدای داستان کاری‌ام یعنی 8 سالگی‌ام شروع کنم.

هشت سالم بود که به عنوان شاگرد پدرم در مکانیکی‌اش شروع کردم به شاگردی. چقدر واژه‌ی دوست‌داشتنی‌ای است. شاگردی.

هنوز هم لذت شاگردی کردن در مغازه پدرم را با هیچ شغلی عوض نخواهم کرد. لذت دیگری دارد. آچار به دست شدن و جوشکاری کردن و برش‌کاری کردن. پدرم همیشه اصرار داشت که درسم را بخوانم و برای خودم کسی شوم و دست در جیب خودم کنم و آقای خودم باشم. همین الان هم این واژه‌ها را می‌گوید و من بازهم عاشق شنیدن‌شان هستم.

  • سعید فعله گری
  • يكشنبه ۱۵ مهر ۹۷

حل مشکل آپدیت ویندوز 10- نسخه‌های جدید


قطع آپدیت نسخه‌های قدیمی ویندوز

برای قطع آپدیت‌های ویندوز 7 و 8 و 8.1 و 10 می‌توانید ابتدا از مطلب قبلی که در این باره منتشر کرده بودم استفاده کنید. اما در نسخه‌های جدید، مایکروسافت سیاستی جدید را در آپدیت‌های خود بکار گرفته است. 

به طوری که یک Agent  را در کرنل خود تعریف کرده است که هر دفعه که آپدیت ویندوز 10 را به طور دستی قطع کردیم، سرویس آن را دوباره فعال‌سازی می‌کند.

برای حل این مشکل چندین راه حل وجود دارد. لینک‌هایش را در زیر برایتان می‌گذارم که استفاده کنید.

  • سعید فعله گری
  • يكشنبه ۶ خرداد ۹۷

این هم جور دیگر با جادی


مدت ها بود که دنبال کسایی بودم که مهاجرت کردند. مشکلات شون رو ازشون بپرسم. بدونم که چطوری رفتن و  چه هزینه هایی که پرداخت کردند. 

تا این که  با رادیو دال و آرش عزیز آشنا شدم. 

این قسمت از رادیو دال عالی بود. توی این قسمت با جادی عزیز صحبت کرده  و از خیلی مسائل پشت پرده هم صحبت کرده. مسائلی مثل برگ تقلب هایی که افراد موفق توی ایران دارند و اون رو هیچ وقت رو نمی کنند.

مسائل مثل پشتوانه مالی خوب خانواده ، مطالعه زیاد و خیلی چیز های دیگه ای که آرش عزیز با جادی صحبت کرده. 



  • سعید فعله گری
  • پنجشنبه ۲۳ فروردين ۹۷

تجربه کاری برای Санкт-Петербург روسیه


مدتی پیش بود که  یک ایمیل برای درخواست همکاری از  سنت پترزبورگ (Санкт-Петербург)  دریافت کردم.

یک فرد روسی بود که مشکلی را در طراحی سیستم پیدا کرده بود و مرا از طریق لینکداین پیدا کرده بود. برایم نوشته بود که حاضر است مبلغی را پرداخت کند و مشکلش را حل کنم. همان ابتدا برایش نوشتم که من فعلا حسابی ندارم که تو بتوانی پولش را پرداخت کنی. اما اگر می توانی با آن مبلغ برایم کتاب بخری ، حاضرم کارت را تمام و کمال انجام دهم.

آقای روسی هم قبول کرد اما گفت که کار را برای یک شرکت انجام می دهم و در حل و رفع این مشکل ناتوانم. فقط درخواستم این است که نامی از من برده نشود. هر کتابی را که بخواهی برایت می خرم و پست اش می کنم.

 

این کار امروز با موفقیت به پایان رسید و آقای روسی خیلی خوشحال بود از اینکه توانسته از طریق فرد دیگری مشکلش را حل کند و به نام خودش ثبت کند. اما در طول این مدتی که درگیر این کار بودم ، تجربیاتی را کسب کردم و آن ها را می نویسم تا همیشه یادم بماند. زمان انجام این کار کم بود اما تجربیاتش غنی.

  • سعید فعله گری
  • يكشنبه ۲۰ اسفند ۹۶