۹ مطلب با موضوع «نهایت لذت من» ثبت شده است

من همان خری هستم که بوده ام( در ستایش فلسفه خر)


 آنهایی که منتظرند دیگران به آن ها راه را نشان دهند، راه را هیچگاه نخواهند یافت و در حقیقت همین ها ، همان گمراهانی هستند که می اندیشیده اند که راه را یافته اند. چون دیگری گفته بوده که این راه درست است.

 اما من پذیرفته ام همان خری باشم که بوده ام. از دنیای انسان ها بریده ام. دیگر احساس تنهایی نمی کنم. تنهایی را تنها زمانی احساس می کنم که با کسی دیگر هستم و در چند کلام می فهمم که چقدر من از دنیای او دورم و به همان اندازه او چقدر از دنیای من. 

۰ نظر
سعید فعله گری

من دروغ می گویم تو باور نکن


سرتاسر این نوشته بر اساس باور ها و تجربه ها و برداشت های شخصی است. پس به عنوان یک خر قبول دارم که این نوشته هم نوشته ی یک خر است.

این همه ها و من ها و تو ها ، همه شامل حال خودم می شود.نظر کسی هم برایم مهم نیست.

در تعجب ام برای کسانی که خودشان کسی نیستند،ولی چون در دامنه وسعت و بزرگی دیگران قرار گرفته اند و به آنها وصل اند، فکر می کنند که در قد و قواره آنها هستند و برای خودشان کسانی هستند.

از متمم و متممی بودن و قد و قواره اش گذشتم و پایم را بیرون کشیدم.به همین واسطه هم کامنت های من در روزنوشته های و همچینین وبلاگ ام حذف شد.

بابت این امر خیلی خوشحال شدم.معنای واژه بی احترمی را درک نمی کنم. چون قبول کرده ام که یک خر باشم.نه یک انسان. پس خر احترام و این شر و وِر ها را متوجه نمی شود. چه برسد به فهم آنها!

۰ نظر
سعید فعله گری

اتفاقی عجیب در تمام عمر کاری من


چند وقت پیش جناب آقای Mike Cohn(+) که یکی از بزرگان دنیای طراحی نرم افزاره ، یک ایمیل دادن که یک وبینار روی برای دسترسی شما ، رایگان کردم. نمی دونم که فقط برای من رایگان بوده یا برای هر کسی ؟ 

وبینار دیشب بود و سرم من هم خیلی خیلی شلوغ و در حقیقت یادم رفت که این وبینار رو تماشا کنم. قبلش ثبت نام کرده بودم. نمیدونم این چند وقته چم شده که بعضی از چیزها یام میره. پیر شدم رفت.
شرکت Moutain Goat Software(+) یکی از بهترین شرکت های طراحی و معماری نرم افزار آمریکا و دنیاست. داستان از این قراره که حدود یک سال پیش ، برای این شرکت یه چندتایی مقاله و رزومه فرستادم. اونها هم قبول کردن و برام نوشتند که هر جوری شده خودت رو برسون به اینجا. منظورم آمریکاست. 
۶ نظر
سعید فعله گری

غربت،غربت است اینجا و آنجا ندارد


از اوایل 15 سالگی ام طعم غربت رو چشیدم و فکر می کنم الان حدود 10 سالی شده که غربت رو تجربه می کنم. 

این واژه رو خیلی دوست دارم. غربت ، غربت ، غربت. 

از خانواده ، از دوستان ، از زبان .
۵ نظر
سعید فعله گری

پس از 35 هزار صفحه کتاب


چند روز پیش توانستم که مطالب دور اول خودم را به اتمام برسانم. در ابتدای کار فکر می کردم که بتوانم شش ماهه این وظیفه را تمام کنم. 

اما در میانه راه مشکلاتی پیش آمد که مانع از این کار شد. مشکلاتی از قبیل کمبود سواد ، وابستگی موضوع به شاخه های دیگر ، نداشتن دانش عمیق برای درک مطالب، خواندن تعدادی کتاب اشتباه ، برخورد به موضوعات بی ربط به موضوع اصلی و فیلتر کردن آنها.

در مدت 11 ماه توانستم که 35 هزار صفحه را مطالعه کنم. البته اگر صفحات اینترنت و وبلاگ های دوستان را حساب نکنم. در غیر اینصورت نمی دانم که آمار دقیق صفحات مطالعه من چقدر است ؟
۵ نظر
سعید فعله گری