نوشته های معشوقه نرم افزار

نوشته های سعید فعله گری در مورد مباحث تخصصی نرم افزار، کتاب ، روانشناسی و رمان

مدیران فورچه سوار و کلاه قرمزی : حکایت ERP های ایرانی


نکته : این مطلب را به عنوان یک شوخی و طنز در نظر بگیرید. چون هیچ زیرساخت علمی و فرهنگی و شعوری را ندارد.

اولش با یک خاطره شروع می کنم.

یکی از بهترین دوستانم ، بعد از مدت ها پس انداز البته از جیب پدر گرامی،  رفته بود یه ماشین گرون رو خریده بود و با شوق و ذوق به من زنگ زد که میام دنبالت و بریم یه دوری بزنیم.

اولش که اومد دنبالم ، ندونستم که ایشونه. چون اولش با یه پراید میومد دنبالم. اما الان با فورچه.بعد از کمی دور زدن، گفته که  که بیا بشین پشت فرمون ببین باهاش حال می کنی یا نه؟

استغفرالله. مگه میشه با ماشین هم حال کرد؟!!!

خلاصه من هم یه یکباره یاد این تیکه از کلاه قرمزی عزیز افتادم و این فیلم رو  براش پخش کردم.و بهش همون اولش گفتم که اینی که توی این فیلم می بینی حکایت خودمه . چون من یه گاری سوارم نه فورچه سوار.

فیلم زیر رو می تونید با یه کلیک ببیند.





مدت زمان: 5 دقیقه 38 ثانیه


منظورم از این نوشته فقط بیان خاطره نبود. بلکه می خواستم کمی در مورد شرکت ها و مدیران فورچه سوار بحث کنم.

مدیرانی که فکر می کنند ساختن نرم افزار های بزرگ مانند فروش کمی گاو و خر و گوسفند می باشد. البته از منظر تامین بودجه.

بهتر بگم.

مدیران اولش با خودشون میگن که کاری نداره. اولش یه پول خوب می خواد. بعدش هم تعدادی آدم رو استخدام می کنیم که درستش کنن.

بعدش هم با خودشون فکر می کنن که توی وسط های کار پولش رو در میاریم. اون مدیری که کلی پول رو میاره میزنه توی کار ERP  فکر میکنه این هم مثل فورچه خریدنشه. کمی آدم میاره توی کار و می نویسنش. کاری نداره که.

این مدیران عزیز با همون طرز فکر گاو و گوسفند فروختن و فورچه خریدن ، بار اومدن و نمیشه درمون اش کرد. تا زمانی که با فورچه شون تصادف می کنن.

منظورم اینه که وسط کار متوجه یه مشکل میشن. بعدش که می خوان درستش کنن ، دقیقا میشه همون حکایت تصادف فورچه.

باید کلی خرج کنن تا بتونن اون مشکل رو حل کنن.

همون موقع هم خیلی ها پیدا میشن و بهش میگن که عزیز همون گاری سواری برات خیلی بهتر بود تا فورچه سواری.

لاقل با همون شرکت کوچیک وچند تا کارمندت می تونستی خرج خودت و خانواده ات رو  چند تا کارمند دیگه رو بدی و راحت زندگی می کردی.

آخه تو رو چه به فورچه سواری ؟؟!!!!

فکر کنم بازار نرم افزار ما ( ایران البته در زمینه  ERP ) مثل همون گاری سواری می مونه. اکثر نرم افزار های سازمانی کوچیک ما با مشکل مواجه میشن. تازه اونهم بعد از 20 سال سابقه در توسعه همون نرم افزار. اسم از شرکت های خاصی نمیارم. چون بیشتر از سه چهار تا شرکت نیستند.

بعدش هم کلی از اطلاعات اون سازمان بیچاره رو بر باد میدن و با ضرر مواجه میشن. بعدش مشکل رو می اندازند گردن مشتری بیچاره. نمی دونن که نرم افزار رو خودشون خط انداختند. مثل همون فورچه. مشکل از باد کامیون طرف مقابل نیست.

خیلی قشنگه که قد و هیکل اطلاعات سازمان اندازه کامیون باشه و نرم افزار ما اندازه فروچه.(فرچه )

بعد اش هم که خود مدیر زیر بار نمیره که این غلط رو خودش کرده. میره و یقه کارمند های بیچاره اش رو میگره و پدر اونها رو درمیاه و در نهایت اگر کسی مخالفت کنه ، کارش در بهترین حالت به استعفا میرسه و در مناسب ترین حالت به زیر بار رفتن و در بدترین حالت به اخراج.

سخن من با شماست مدیر عزیز:

 برو با همون گاری ات کیف کن. آخه تو رو چه به فورچه سواری ؟

 

یعنی من عاشق کلاه قرمزیم.
از خاطره ای که گفتی لذت بردم یعن خیل فهمیدم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Saeed Felegari استفاده از مطالب همراه با معرفی منبع آزاد است سعید فعله‌گری