۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سیستم های بزرگ نرم افزاری» ثبت شده است

مدیران فورچه سوار و کلاه قرمزی : حکایت ERP های ایرانی


نکته : این مطلب را به عنوان یک شوخی و طنز در نظر بگیرید. چون هیچ زیرساخت علمی و فرهنگی و شعوری را ندارد.

اولش با یک خاطره شروع می کنم.

یکی از بهترین دوستانم ، بعد از مدت ها پس انداز البته از جیب پدر گرامی،  رفته بود یه ماشین گرون رو خریده بود و با شوق و ذوق به من زنگ زد که میام دنبالت و بریم یه دوری بزنیم.

اولش که اومد دنبالم ، ندونستم که ایشونه. چون اولش با یه پراید میومد دنبالم. اما الان با فورچه.بعد از کمی دور زدن، گفته که  که بیا بشین پشت فرمون ببین باهاش حال می کنی یا نه؟

استغفرالله. مگه میشه با ماشین هم حال کرد؟!!!

۰ نظر
سعید فعله گری

تابوی نرم افزاری از نوع چشم آبی


نکته : تمامی این نوشته بر اساس تجربه شخصی شخص نویسنده اش نوشته شده است.پس ممکن است مانند نوشته های هر انسانی مملو از خطا و لبریز از اشکال باشد.

مقدمه :

در صعنت کامپیوتر یا بهتر بگویم بازار نرم افزار ایران و دنیا نوعی بت پرستی از نوع چشم آبی اش وجود دارد.

حال تابو از نوع چشم آبی یعنی چه ؟

یعنی افرادی که در آن رشته کار می کنند، حرف چشم آبی های آمریکایی را بهتر و بیشتر از حرف هر کسی مورد تایید قرار می دهند.فکر می کنند که همه حرف های آنها بدون چون و چرا درست است. فکر کنم دلیل اش هم این باشد که اکثر زیرساخت اینترنت و شرکت های بزرگ نرم افزاری در امریکا هستند و به همین خاطر، همه حرف های آنها درست است. چون اگر درست نبود، شرکت های بزرگ دنیا که در این کشور قرار داشت. ( مثل اینکه من به اعتبار همسایه ام که چهار طبقه داره ، من برم یه خونه سه طبقه بگیرم. چون توی محله ما همسایمون چهار طبقه داره و حرف اون همیشه درسته که زندگی آپارتمانی  چهار طبقه خیلی بهتر از زندگی توی خونه دو طبقه است)

۰ نظر
سعید فعله گری

برنامه من تا 28 سالگی


بعد از دو هفته وقفه در کارهایم و پس از جستجو های فراوان و ملاقات با تعدادی از دوستانم که تازه از بلادهای مختلف به ایران برگشته بودند ، بلاخره امروز تصمیم گرفتم که برنامه ام را تا 28 سالگی تنظیم کنم.

از قسمت های شخصی این برنامه گذر می کنم.

قبل از این برنامه ریزی ، در سن 15 سالگی ام برنامه ریزی هایی را  تا سن 20 سالگی ام کرده بودم که اکثر آن ها به علت خام بودن خودم، شکست خوردند.

از رد شدن ویزایم تا ورشکستگی پدرم.

از گم شدن خودم بعد از کلی تلاش تا 18 ساعت کار روزانه در ونک تهران.

از فوت پدربزرگم یک روز قبل از آمدن  جواب کنکور 91  که آرزوی این را داشت که من مهندسی قبول شوم تا سرگردانی من برای ورود به دانشگاه.

اما امسال تمامی برنامه ریزی هایم را با مدیریت ریسک انجام داده ام. یعنی طوری برنامه ریزی کرده ام که اگر به هیچ کدام یک از هدف هایم نرسم، بازهم افسوس نمی خورم.

۲ نظر
سعید فعله گری

تقلید کن ، اما گند نزن (2)


 نکته : تمامی این نوشته ، مانند تمامی نوشته های این وبلاگ بر اساس تجربه شخصی و سوادِ کمِ یک خر حاصل شده است.  


 در قسمت قبل کمی توضیح دادم که درست و حسابی تقلید کنیم. در این قسمت می خواهم در مورد ادعاها و گند هایی که منِ خرِ نوعی می توانم بزنم ، صبحت یا عر عر کنم. 

یک تفاوت اساسی  بین تست (TEST ) و دیباگ (DEBUG)  وجود دارد.  اگر آن را نمی دانید ، کلید های ترکیبی ALT +F4 را فشار دهید و دیگر به این سری نوشته ها سر نزنید.

۲ نظر
سعید فعله گری

تقلید کن ، اما درست و حسابی( قسمت اول )


نکته : مانند تمامی نوشته های این وبلاگ ، این متن هم بر اساس نظر و تجربه شخصی نوشته شده است. پس مثل همیشه پر از اشکال و ایراد است. 


تقلید کردن با کپی کردن فرق دارد. به زبان ساده ، تقلید کردن یعنی ادای کسی را در آوردن. حال چه در عرصه نرم افزار باشد یا در حوزه فلسفه یا مکانیک. 

 در تقلید کردن ، حداقل مباحث پایه را می دانم. حداقل می دانم که چطور باید ادای کسی را در آورم. ممکن است که خودم چیزی را هم به دلخواه اضافه کنم. 

اما کپی کردن ، یعنی منتقل کردن تمامی  هر آنچه که در دنیای خارج وجود دارد به دنیا تعریف شده خودمان. بدون کم و کاست. 

خب این بحث ها و تعاریف را انجام دادم که در ابتدای کار مشخص کنم که تقلید کردن در دنیای نرم افزار با کپی کردن بسیار متفاوت است.

۰ نظر
سعید فعله گری