نوشته های معشوقه نرم افزار

نوشته های سعید فعله گری در مورد مباحث تخصصی نرم افزار، کتاب ، روانشناسی و رمان

مشکلات عدم نیازسنجی های قبل و بعد از ساخت نرم افزار ( دانلود نسخه کامل در انتهای متن )


مقدمه :

چرا تعداد زیادی از پروژه های نرم افزاری با شکست رو به رو می شود ؟

با وجود اینکه هم نیرو داریم و هم بودجه کافی و هم زیر ساخت مناسب .

 

چگونه می توان با مشکلاتی که در ساخت نرم افزار پدید می آید ، برخورد مناسبی داشته باشیم. به گونه ای که متحمل کمترین خسارت های مالی و زمانی (تاخیرات تحویل )  در ساخت نرم افزار  خود شویم ؟

با توجه به نمودار مربوط به ساخت نرم افزار (برگرفته از کتاب Code Complete ) در فازهای مختلف ، متوجه میشویم که بهتر است که در همان ابتدا، نقص های نرم افزاری  شناخته و بر طرف شود تا هزینه های سنگینی که در ادامه ساخت نرم افزار با آن مواجه می شویم را ، کاهش دهد.




مشکلات کیفی نرم افزار ( قسمت دوم )


 در قسمت قبلی نوشتم که علت های زیادی برای توسعه نرم افزار های بی کیفیت وجود دارد. 

در این قسمت می خواهم به دسته ی دیگری از  مشکلات توسعه نرم افزار بپردازم . 

نرم افزار های بی کیفیت چرا ؟


نمی دانم که بحث را از کجا شروع کنم ؟ فقط این را بدانید که در این نوشته نظم و ترتیبی رعایت نشده است و این نوشته بیانی از تجربیات خودم می باشد. 


ابتدا باید با چند سوال شروع کنم :
چرا نرم افزار درست و حسابی و با کیفیت ندارم ؟
علت وجود نرم افزارهای بی کیفیت آن هم به تعداد زیاد در بازار چیست ؟ 
چرا اکثر نرم افزار ها در ابتدا با شکست های سنگینی مواجه می شوند ؟ 
اصلا کیفیت نرم افزار به چه معناست  ؟
سوال های زیادی وجود دارد که عموما نمی شود در قالب یک بحث آن را تمام کرد و نتیجه گیری کرد . این بحث ها و نوشته ها هم ادامه دارد و در قسمت های مختلفی به جنبه های متفاوتی از کیفیت و ساخت نرم افزار می پردازم . 

نهایت لذتِ دیدار با یک دوست.


نهایت لذت شما چیست ؟ 

نهایت لذت من دیدار با دوستانم و خواندن کتاب و پیاده روی در خیابان مخصوصا عصرها ، رفتن به کافه های شیک ، و مسافرت به شهر های دیگر ، است . 
این هفته بود که توانستم یاور را ببینم و با او در خیابان های تبریز قدم بزنم و به کافه کمالی در کنار ارگ معروف رفتیم و یک استکان چای با او نوشیدم  . البته بعد از آن هم نوبت اسپرسو شد . خیلی حال داد (البته به قول این بچه های اینستاگرامی ) .
بعدش هم به شهر کتاب تبریز رفتیم و مکانی فوق العاده دنج و آرام بود . مکانی را هم برای نقد کتاب داشت و چند تایی هم میز و صندلی برای مطالعه کتاب. به قول یاور کتاب فروشی باید اینگونه باشد و گرنه فرقی با بقالی ندارد . 
 
از یاور که برایتان بگویم دوست دارم فقط با همین جمله توصیفش کنم . یک دوست به معنای واقعی کلمه . ( از منظر من ) 

بعد از اینکه به خانه برگشتیم در کنار کتابخانه یاور نشستم و نهایت لذت خودم را بردم . 
لذتی را با یاور تجربه کردم که تا بحال آن را تجربه نکرده بودم . لذت هدیه گرفتن کتاب . 


حال فکر کن که این که این لذتها تماماً  با هم جمع شود . به به که چه شود .  تازه این اولشه در ادامه بخونید . 
Designed By Saeed Felegari استفاده از مطالب همراه با معرفی منبع آزاد است سعید فعله‌گری