مدتی پیش بود که  یک ایمیل برای درخواست همکاری از  سنت پترزبورگ (Санкт-Петербург)  دریافت کردم.

یک فرد روسی بود که مشکلی را در طراحی سیستم پیدا کرده بود و مرا از طریق لینکداین پیدا کرده بود. برایم نوشته بود که حاضر است مبلغی را پرداخت کند و مشکلش را حل کنم. همان ابتدا برایش نوشتم که من فعلا حسابی ندارم که تو بتوانی پولش را پرداخت کنی. اما اگر می توانی با آن مبلغ برایم کتاب بخری ، حاضرم کارت را تمام و کمال انجام دهم.

آقای روسی هم قبول کرد اما گفت که کار را برای یک شرکت انجام می دهم و در حل و رفع این مشکل ناتوانم. فقط درخواستم این است که نامی از من برده نشود. هر کتابی را که بخواهی برایت می خرم و پست اش می کنم.

 

این کار امروز با موفقیت به پایان رسید و آقای روسی خیلی خوشحال بود از اینکه توانسته از طریق فرد دیگری مشکلش را حل کند و به نام خودش ثبت کند. اما در طول این مدتی که درگیر این کار بودم ، تجربیاتی را کسب کردم و آن ها را می نویسم تا همیشه یادم بماند. زمان انجام این کار کم بود اما تجربیاتش غنی.


1) یاد گرفتم که دور زدن ها و دروغ گفتن در همه جای دنیا وجود دارد. ایران  اروپا و آمریکا ندارد. ابتدا فکر می کردم که اروپا مظهر راستی و درستکاری است. اما اینبار متوجه شدم که چه کارهایی، چگونه انجام میشوند.

2) برای انجام یک کار کوچک نباید بزرگ فکر کرد و آن را طول و تفسیر داد و با جزئیات بیان کرد وقتی که درخواستی برای آن وجود ندارد.

3) برای ساخت برند شخصی ام نباید به فکر ایران باشم. چون درخواست های کاری من اکثراً مربوط به خارج از کشور بوده است.

4) تا زمانی که درخواستی از من نشده، کاری به کار قسمت های دیگر نداشته باشم. حتی اگر به هم مرتبط باشند.

5) کار، کار است. فرقی ندارد که ایران باشد یا کشوری دیگر، فردی باشد یا سازمانی.

6) برای کارهایی که قبلاً حل شده اند ، یک روال وجود دارد. لازم نیست که بنشینم و خود روال را طراحی کنم.کافیست آن روال را جستجو کنم و آن را امتحان کنم.

7) غرور ام را در سرکار با نهایت فشارش اعمال کنم. وگرنه کنترل کارم را از دست می دهم.

8)  هیچگاه در انجام کارهایم حس خاکی بودن را نداشته باشم. حتی اگر برای اروپا یا آمریکا باشد.

9) در انجام یک کار فقط زمان و نتیجه مهم است. نحوه انجام کار هیچ وقت آنچنان مهم نخواهد بود.

10) در حین انجام کار ، فقط انجام دادن کار طبق روالِ مشخص شدهِ آن مهم است و اینکه تو قبلا چه بوده ای و کجا کار کرده ای هیچ اهمیتی نخواهد داشت.

11) یاد گرفتم که در انجام کار آدم سختی باشم و به  احساسات شخصی بهایی ندهم.

12) فهمیدم که لازم نیست برای انجام یک کار کوچک در کشوری دیگر ، زبان آن کشور را یاد بگیرم. بعضی اوقات Translate کردن کار خودش را درست و حسابی انجام میدهد. من در مورد زبان روسی هیچ چیزی نمی دانستم اما با همین نداستن توانستم کارم را با موفقیت انجام دهم. 


پی نوشت :  Санкт-Петербург پرکاربرد ترین کلمه در این مدت بود که من همیشه آن را با گوگل ترجمه می کردم.