نوشته های معشوقه نرم افزار

نوشته های سعید فعله گری در مورد مباحث تخصصی نرم افزار، کتاب ، روانشناسی و رمان

یاور بهترین دوست من است


نمی دانم از کجا شروع کنم. اما این را بدانید که این متن یک دل نوشته است و قرار نیست منبع و مرجعی برای کسی باشد. 

بازهم مثل همیشه میگویم که یاورمشیرفر بهترین دوست من است و خواهد ماند. شاید ارتباطش را با من قطع کرده باشد، مانند استادی که شاگردش را مدتی تنبیه می‌کند ، من هم تنبیه شده‌ام. 

برای دلیل تنبیه شدنم هم پیش چندین نفر از بزرگان زندگی‌ام رفتم و از آنها خواستم که متن وبلاگ را بخوانند. البته این را باید بگویم که در مورد یاور خیلی وقت است که با این بزرگان صحبت‌ها و تعریف‌ها کرده‌ام. آنها هم او را تا حدی می‌شناسند ، دغدغه‌اش را می‌دانند و می فهمند. امیدورام که زودتر این فرصت دست دهد که یاور به شهر ما بیاید و با آنها هم‌صحبت شود.

نظرات سه نفر از آنها را شنیدم. یکی از آنها کمی مانده بود که در گوشم بزند و یکی از آنها گفت که اگر این را برای من می‌نوشتی، فردایش در خانه‌ات سبز می‌شدم و به حسابت می‌رسیدم. دیگر هم گفت که زبانت به شدت تند بوده و باید می‌فهمیدی که اینجا فضای دیجیتال است و خیلی با دنیای واقعی فرق می‌کند.

بحث من، بحث قبلی در مورد متمم نیست چون حرفهای خودم را گفته‌ام و دیگر نمی‌خواهم تکرار کنم.

بحث من در مورد دوستی من و یاور است. نمی‌دانم چرا اساساً یک نقد را به رابطه دوستانه دو نفر ربط می‌دهیم؟ 

اصلاً مگر شما می‌دانید که بین من و یاور چه گذشته است که میایید و نظر خود را به نظر من تعمیم می‌دهید؟

در این مورد که باعث اتلاف وقت یاور مشیرفر و سعید یگانه عزیز شده است به شدت ناراحتم. اما نمی‌دانم چرا کسی که فعلا در مورد توسعه فردی چیزی نمی‌داند، چرا می‌رود و آن را نقد می‌کند؟

اگر من در مورد توسعه فردی نقدی می‌کنم، حداقل روزی 70 الی 120 صحفه کتاب می‌خوانم. 

از 24 ساعت شبانه روز ، فقط 3 ساعت می‌خوابم. 

سالانه چیزی حدود 25 الی 30 میلیون را صرف خرید کتاب می‌کنم. آن هم نه از ایران بلکه از آمریکا و آلمان و سوئد و کانادا. 

روزانه 3 ساعت را برای روانشناسی شخصیت خودم صرف می‌کنم.

برای زیمنس آلمان 20 ماه در حوزه طراحی نرم افزار‌های PLM بر پایه تحلیل سیستم کار کرده‌ام.

دعوت نامه دانشگاه کارنگی‌ملون و زیمنس آلمان را در درب خانه‌ام تحویل گرفته‌ام.

مربیگری بین المللی بدمینتون را در 22 سالگی‌ام دریافت کرده‌ام.

با این اوصاف درون جمعی قرار دارم که جوجه محسوب می‌شوم. یعنی اطرافیانم آنقدر بزرگتر از این مقام‌ها هستند که این کارهای من برایشان عادی است. 

قطعا یاور هم یکی از این بزرگان است. 

خیلی چیزهای دیگری هم در این بین وجود دارد که لازم نمی‌دانم آنها را بیان کنم.

اما من با پشتوانه مطالعاتم از 9 سالگی ،( البته اگر کتاب‌هایی را که مادرم برایم در کودکی میخرید را در نظر نگیرم) و تجربیات کاری ام از 11 سالگی و سواد تجربه اندوخته شده تا این مدت است که وبلاگ نویسی می‌کنم و تجربیات خودم را بیان می‌کنم.

اگر یاور من را تنبیه کرده باشد ، آن را با جان و دل می‌پذیرم و پذیرفته‌ام. اما اجازه نمی‌دهم که کسی سنگ خودش را به سینه بزند و از این موقعیت سوءاستفاده کند و به این روابط دامن بزند.

من کورد هستم و یاور تورک آذری زبان تبریز. من زبان مادری یاور را دوست دارم و به خاطر هم‌وطنانش و مهر و محبتی را که از سوی آنان در دوران دانشجویی و کارم در اردبیل و تبریز دریافت کرده‌ام ، خودم را ملزم به یادگیری زبان تورکی آذری کرده‌بودم.

وقتی هم با یاور صحبت می‌کنم با زبان خودش صحبت می‌کنم. 

سر سفره یاور نشسته‌ام و در حریم‌اش سکنی گزیده‌ام. در مرام کوردی یا همان کورده‌واری ، نمک خوردن و نمکدان شکستن بزرگترین شرم و گناه محسوب می‌شود.من هم این را خط قرمز خودم قرار داده‌ام.

یاور برادر بزرگتر من است. اگر درگوش من هم بزند، صدایم درنمی‌آید. چون محبت‌هایش را در دلم و خاطرم ثبت کرده‌ام. 

بحث من با کسانی است که یاور را نقد میکنند و من را سنگ میکنند و به سمت یاور پرتاب میکنند.

اما سوال من این است که کجا بودید زمانی که من درخواست کار کرده بودم و بیکار بودم  و اوج بی‌پولی و شرابط مالی افتضاح من بود ؟

آن موقع فقط یاور بود که گفت بیا تبریز و اگر مشکل مالی داری می‌توانی با من هم‌خانه شوی.

آن موقع فقط یاور و سعید یگانه عزیز بودند که مرا راهنمایی میکردند. شماهایی که این دو نفر را نقد میکنید، کجای کار بودید که الان سنگ من را به سینه می‌زنید؟

من هر موقع که از یاور درخواست کتاب کرده‌ام برایم فرستاده و حتی هزینه پست کتاب‌ها را هم خودش پرداخت کرده.

اگر قیمت کتابهایی که یاور برای من فرستاده را بخواهم حساب کنم، با احتساب خرید از لندن و هزینه پست DHL ، از حقوق یک مهندس یا مدیر یک شرکت هم بیشتر است. 

حال من آدم‌هایی را هم دیده‌ام که حاضر نیستند یک کتاب 30 هزارتومانی را به من امانت بدهند. چه برسد که بروند و از لندن خرید کنند و با هواپیما آن را به ایران بیاورند و آن را دو دستی تقدیم من کنند و بگویند که این ها هدیه‌های من است.

ارزش کیفی که میان دوستی ما دو نفر است را با هیچ چیزی در این دنیا عوض نمی‌کنم. یاور را دوست دارم و از ته دل هم او را می‌خواهم. یاور من را بزرگ کرده و همچنان بزرگ می‌کند.

تنها کسی بود که از بحران سی‌سالگی برایم نوشته است. تنها کسی هستم که یاور چند مطلب از وبلاگش را به گفتگوی با من اختصاص داده است.

تنها کسی است که می‌توانم به او اعتمادی صددرصدی داشته باشم. 

به دنبال کسی مثل یاور ، خیلی وقت بود که میگشتم و وقتی او را به دست آوردم ، نمی توانستم شوق خودم را پنهان کنم.

همین الانش هم بزرگان زندگی من ، به دوستی من و یاور خبطه می‌خورند. بزرگانم می‌گویند که ای کاش ما هم دوستی داشیتم که این خصوصیات را داشت.

من یاور را از نزدیک دیده‌ام. شبانه‌روز را با او سر کرده‌ام. فامیل‌ها و دوستانش در تبریز ملاقات کرده‌ام و با آنها آشنایی دارم.

در سرِ سفره او چندین بار نشسته‌ام و در خانه او اطراق کرده‌ام. دردودل‌هایش را شنیده‌ام. مشکلاتم را دیده و مشکلاتش را شنیده‌ام.

و خیلی خیلی چیزهای دیگری که بین ما هست و جریان دارد.

اشتباه از من بوده و امیدوارم که یاور عزیز من را هرچه سریعتر ببخشد. 

اما اگر میخواهید که من را سنگ کنید و سمت یاور پرتاب کنید، این نوشته را هم سنگ کنید و این را هم در نظر داشته باشید که این محبت‌ها هر سنگی را نرم خواهد کرد. 

پس بخوانید تا نرم شوید.  

سلام سعید عزیز؛ هر چی دوستی مداوم تر و واقعی تر باشه به چالش های بیشتری میرسه و بیشتر به ثمره ش فکر میشه، چه دوستی و ارتباط با یک انسان و چه یک وسیله الکترونیکی یا حتی یک سایت. 
کاملا طبیعیه که تو به عنوان یک فرد که در محیط متمم هویت مشخص داره انتقادهایی بهش داشته باشی و بیان کنی ولی اینکه یه نفر که انگار خوب جامعه مرتبط با متمم رو میشناسه بدون اینکه ما بشناسیمش، میاد و قصد شایعه پراکنی و نه انتقاد رو داره، ناراحت کنندست.
درباره یاور مشیرفر هم باید بگم که علم همراه با متانتش رو در کسی ندیدم، از انسان های فرهیخته ایه که افتخار میکنم بتونم مقصود نوشته هاش رو متوجه بشم؛ خدا هر دوتون رو حفظ کنه؛ دوستی و برادریتون پایدار
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Saeed Felegari استفاده از مطالب همراه با معرفی منبع آزاد است سعید فعله‌گری