۲۲ مطلب با موضوع «کتابخوانی» ثبت شده است

کتاب تله شادمانی | معنای شادمانی و تله شادمانی چیست


مختصر درباره کتاب تله شادمانی                                                                

نوشته‌ی زیر خلاصه‌ای از سوالاتی است که راس هریس در کتاب تله‌شادمانی به توضیح درباره‌ی تله شادمانی و معنای شادمانی پرداخته است. یعنی اگر بخواهم توضیحی مختصر درباره کتاب تله‌شادمانی بنویسم، ابتدا باید مشخص کنم که معنای تله شادمانی چیست؟ 

 چه چیزی باعث می‌شود که مسئله و موضوعِ تله شادمانی به وجود آید؟ 

برای درک موضوع شادمانی و فهم بهتر تله شادمانی، کافیست کمی عمیق‌تر شوم. با یک فرض شروع می‌کنم: 

لحظه‌ای را تصور کنید که کم و بیش در یابید تمام باورهایتان در باره ی یافتن خوشبختی ،شادمانی، و معنای زندگی اشتباه و نادرست است. روزی که بفهمید باورهایی که درباره‌ی خوشبختی و شادمانی  داشته‌اید و در تلاش برای رسیدن به آن بوده‌اید ، چقدر به بدبخت شدن شما منجر شده‌است(تله شادمانی).

تصور کنید روزی دریابید تلاش های شما به منظور یافتن خوشبختی و شادمانی و یافتن معنای زندگی، در حقیقت به سدی برای رسیدن به آن تبدیل شده است. و چه می شود اگر تمامی کسانی که می شناسید ، از جمله تمامی روان‌شناسان، روان‌پزشکان و انجمن‌های خودیاری که ادعا می کنند پاسخ تمامی سوالات شما را می دانند نیز در جایگاهی مشابه شما قرار داشته باشند ؟



  • سعید فعله گری
  • جمعه ۲۵ آبان ۹۷

کتاب لبه‌ تیغ (سامرست موام)


    

 کتاب لبه تیغ                                                                                                                                  

کتاب لبه‌ی تیغ (The Razor's Edge)درباره‌ی جوان شوریده‌حالی است به نام لری. در پشت جلد کتاب لبه‌ تیغ نوشته‌ای مشاهده می‌شود که در اکثر سایت‌ها پیدا می‌شود. اما حیفم آمد وقتی دیدم که چنین جفایی در حق  کتاب لبه‌ تیغ شده است.

داستان کتاب لبه‌ تیغ که نوشته سامرست موام(William Somerst Maugham) است، داستانی است واقعی. در این رمان فقط اسم شخصیت‌ها عوض شده. یعنی لری یک شخصیت واقعی است که سامرست موام با خود او ملاقات کرده و گفته‌های او را نوشته است.

 واقعی بودن داستان در مورد تمام شخصیت‌ها به کار رفته است. به گفته‌ی خود سامرست موام، همه آن‌ها دوستانش هستند یا کسانی هستند که در طول چندین سال با آنها دوست شده است.


کتاب لبه تیغ


 

  • سعید فعله گری
  • چهارشنبه ۹ آبان ۹۷

چگونه کاری را که دوست داریم پیدا کنیم


پیدا کردن علاقه

در فرهنگ ویکتوریایی که در دوران سلطنت ملکه ویکتوریا در انگلستان در سال‌های 1837 تا 1901 میلادی وجود داشت، مردمی با ویژگی‌های خشکه مقدسی، تفرعن، ریاکاری، تکلف و زرق وبرق و تصنع زندگی می‌کردند.

ویژگی روانشناسانه این مردم، "درون رهبری" آن‌ها بود. به طور ساده درون رهبر به افرادی می‌گویند که اعتقاد یا احساسی به درستی و ارزش هدف‌های خود برای زندگی ندارند و پی‌گیری هدف‌های القایی را، که از خودشان نیست، برطرف کننده دلهره و اضطراب‌های شخصی خود نمی‌بینند. البته منظور هدف‌هایی است که منشأ آن‌ها جامعه، خانواده، والدین، دوستان و اطرفیان هستند نه خود فرد و ارزش‌های درونی‌اش.

می‌خواهم بگویم که فقط این ما نیستم که گرفتار این مشکل شده‌ایم و به ندرت کسی را می‌بینیم که راه خودش را پیدا کرده باشد و آن را پیش گرفته باشد. حتی در طول تاریخ مانند هم‌اکنون بشر گرفتار پیدا کردن هدف‌هایی است که با ارزش‌های زندگی‌اش مطابقت داشته باشد.

 اگر می‌خواهیم علاقه‌ی درونی خودمان را پیدا کنیم، ابتدا باید تنها باشیم و بر این ترس غلبه کنیم.

 

  • سعید فعله گری
  • چهارشنبه ۲ آبان ۹۷

کتاب واقع نگری || زمانی که نوبلیست‌ها از شامپانزه‌ها در مورد جهان کمتر می‌دانند


درباره کتاب واقع نگری

کتاب واقع‌نگری§ ترجمه کتاب Factfulness  هنس روسلینگ§ است که در ادامه متن به توضیح درباره‌ی کتاب واقع نگری و محتوای  آن پرداخته‌ام. البته خود هنس روسلینگ تاکید می‌کند که کتاب بر اساس کلیشه‌ی «نوابغ تنها» به‌وجود نیامده است؛ بلکه نتیجه‌ی بحث، استدلال و همکاری پیوسته میان سه فرد با استعداد‌ها، دانش‌ها و دیدگاه‌های متفاوت است. این شیوه‌ی نامتعارف و درعین حال دشوار و البته بسیار سازنده، ما را به روشی برای معرفی جهان و شیوه‌ی تفکر درباره‌ی آن رساند که من هزگز نمی‌توانستم به تنهایی خلقش کنم.

اسامی این سه نفر عبارتنداز: هنس روسلینگ، اولا روسلینگ(پسرش) و آنا روسلینگ(عروسش).


Factfulness


بیل گیتس در مدح  کتاب واقع نگری  گفته :

یکی از مهمترین کتاب‌هایی که تابه‌حال خوانده‌ام؛ راهنمایی ضروری برای درست فکر کردن درباره‌ی دنیا.

  • سعید فعله گری
  • جمعه ۲۰ مهر ۹۷

آیین زندگی کردن در بحران (به علاوه کتاب صوتی)


بی‌مقدمه

در این شرایط نگرانی‌های زیادی را بین مردم مشاهده می‌کنم که اکثرشان قابل رخ دادن نیستند و فقط نگرانی رخ دادن آن، ممکن است مردم را از پای دربیاورد و آنها را ناامید کند و شادی‌هایی هرچند کوچک را نیز به واسطه این نگرانی‌هایی که اکثراً بی‌مورد هستند، از دست می‌دهیم. هیچگاه انگیزشی صحبت نکرده‌ام و همیشه دیدگاه واقع‌بینانه‌ای به جهان اطرافم داشته‌ام. اما مشکلی که می‌بینم خیلی از مردم با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، نگرانی است. وظیفه داشتم که یک از بهترین کتاب‌های عمرم را در جهت برطرف کردن این نگرانی‌ها معرفی کنم. شاید بتواند مرهمی باشد بر این شرایط .دوست ندارم که مقدمه‌ای بر این کتاب ارزشمند بنویسم چون نه در حدی هستم که بخواهم این کار را انجام دهم و نه می‌توانم کتاب را آن‌گونه که هست توصیف کنم. پس اکثراً مطالب را عیناً از روی خود کتاب نقل می‌کنم. دیل کارنگی(Dale Carnegie) هم یکی از شخصیت‌هایی است که من خیلی او  را دوست دارم. این کتاب را می‌توانم جزو ده کتاب برتر زندگی‌ام قرار دهم.



  • سعید فعله گری
  • جمعه ۶ مهر ۹۷