۴۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سعید فعله گری» ثبت شده است

نقشه راه معشوقه نرم افزار ( آپدیت )


مقدمه : از همان ابتدای تاسیس این وبلاگ ، تصمیم گرفتم که اختصاصی بنویسم. اختصاصی درباره نرم افزار و موضوعات مربوطه. بعضی اوقات هم دلم می خواست  درد و دلی بنویسم. اما وقتی با واکنش ها و نظرات  مواجه میشدم ، از کرده خود پشیمان می شدم. 

به همین خاطر هم تصمیم گرفته ام که دیگر کمتر به مباحث حاشیه ای توجه کنم.سعی من بر این است که بیشتر از مباحث تخصصی بنویسم. 

 در این وبلاگ از تکنیک های برنامه نویسی خبری نیست. از این که یک برنامه را چگونه بنویسیم یا یک کد را چگونه به یک تابع وصل و پینه کنیم. چون همین وصله پینه کردن ها باعث این ویرانی ها شده است. 

ویرانی هایی که اکثر آنها از عدم توجه به ریشه و کُنه حاصل شده است. 

به همین علت هم سعی می کنم که مسائلی رو بررسی کنم که مشکلات بازار و صنعت نرم افزار رو شامل میشه. نه مشکلات سطحی. 

سبک نوشتن من هم خیلی خیلی خودمونیه. بیشتر سعی می کنم همین سبک رو داشته باشم.

فهرست نوشته های من هم توی سربرگ نقشه راه وبلاگ قرار داده میشه. تمام سعی من اینه که از این فهرست خارج نشم. اما بعضی مواقع پیش میاد که چیزی رو بنویسم که خارج از نقشه راه باشه. پس از همین الان به خاطر این دسته مطالب عذر خواهی میکنم.

این فهرست هر ماه بروز میشود و مطالب مرتبط با موضوعات ، در دسته های خودشان قرار میگیرند. 

۰ نظر
سعید فعله گری

انسان در جستجوی خویشتن : داستان یافتن خودم( معرفی کتاب ها)


 نکته :  این متن طولانی و بالغ بر 2700 کلمه است. ممکن است وقت گرانبهای شما را بگیرد. اما من توصیه می کنم که این متن را در زمانی بخوانید که دغدغه فکری و زمانی نداشته باشید.

پیش نوشت: مدتی است که خوانندگان وبلاگ به من ایمیل می زنند که چه شد و چگونه شد که راه خودت را پیدا کردی؟ چگونه توانستی بفهمی که چه از دنیا می خواهی؟ چطوری توانستی در این آشوب بازار مسیر خودت را پیدا کنی؟ 

من هم همین چنین مشکلات را داشته ام و دارم.  وقت کردم و به تمامی ایمیل ها پاسخ دادم. اما تعداد آنها رو به افزایش است. پس از همه کسانی که به من ایمیل می زنند ، خواهش ام این است که این متن را بخوانید.

۲ نظر
سعید فعله گری

مدیران فورچه سوار و کلاه قرمزی : حکایت ERP های ایرانی


نکته : این مطلب را به عنوان یک شوخی و طنز در نظر بگیرید. چون هیچ زیرساخت علمی و فرهنگی و شعوری را ندارد.

اولش با یک خاطره شروع می کنم.

یکی از بهترین دوستانم ، بعد از مدت ها پس انداز البته از جیب پدر گرامی،  رفته بود یه ماشین گرون رو خریده بود و با شوق و ذوق به من زنگ زد که میام دنبالت و بریم یه دوری بزنیم.

اولش که اومد دنبالم ، ندونستم که ایشونه. چون اولش با یه پراید میومد دنبالم. اما الان با فورچه.بعد از کمی دور زدن، گفته که  که بیا بشین پشت فرمون ببین باهاش حال می کنی یا نه؟

استغفرالله. مگه میشه با ماشین هم حال کرد؟!!!

۰ نظر
سعید فعله گری

تابوی نرم افزاری از نوع چشم آبی


نکته : تمامی این نوشته بر اساس تجربه شخصی شخص نویسنده اش نوشته شده است.پس ممکن است مانند نوشته های هر انسانی مملو از خطا و لبریز از اشکال باشد.

مقدمه :

در صعنت کامپیوتر یا بهتر بگویم بازار نرم افزار ایران و دنیا نوعی بت پرستی از نوع چشم آبی اش وجود دارد.

حال تابو از نوع چشم آبی یعنی چه ؟

یعنی افرادی که در آن رشته کار می کنند، حرف چشم آبی های آمریکایی را بهتر و بیشتر از حرف هر کسی مورد تایید قرار می دهند.فکر می کنند که همه حرف های آنها بدون چون و چرا درست است. فکر کنم دلیل اش هم این باشد که اکثر زیرساخت اینترنت و شرکت های بزرگ نرم افزاری در امریکا هستند و به همین خاطر، همه حرف های آنها درست است. چون اگر درست نبود، شرکت های بزرگ دنیا که در این کشور قرار داشت. ( مثل اینکه من به اعتبار همسایه ام که چهار طبقه داره ، من برم یه خونه سه طبقه بگیرم. چون توی محله ما همسایمون چهار طبقه داره و حرف اون همیشه درسته که زندگی آپارتمانی  چهار طبقه خیلی بهتر از زندگی توی خونه دو طبقه است)

۰ نظر
سعید فعله گری

برنامه من تا 28 سالگی


بعد از دو هفته وقفه در کارهایم و پس از جستجو های فراوان و ملاقات با تعدادی از دوستانم که تازه از بلادهای مختلف به ایران برگشته بودند ، بلاخره امروز تصمیم گرفتم که برنامه ام را تا 28 سالگی تنظیم کنم.

از قسمت های شخصی این برنامه گذر می کنم.

قبل از این برنامه ریزی ، در سن 15 سالگی ام برنامه ریزی هایی را  تا سن 20 سالگی ام کرده بودم که اکثر آن ها به علت خام بودن خودم، شکست خوردند.

از رد شدن ویزایم تا ورشکستگی پدرم.

از گم شدن خودم بعد از کلی تلاش تا 18 ساعت کار روزانه در ونک تهران.

از فوت پدربزرگم یک روز قبل از آمدن  جواب کنکور 91  که آرزوی این را داشت که من مهندسی قبول شوم تا سرگردانی من برای ورود به دانشگاه.

اما امسال تمامی برنامه ریزی هایم را با مدیریت ریسک انجام داده ام. یعنی طوری برنامه ریزی کرده ام که اگر به هیچ کدام یک از هدف هایم نرسم، بازهم افسوس نمی خورم.

۲ نظر
سعید فعله گری