اسیر دوره‌های گران نشویم( خطاهای تأیید و مرجعیت)


مورد استثنا

جیل می‍خواهد وزن کم کند. او رژیم غذایی مشخصی را انتخاب کرده و هر روز صبح با ترازو پیشرفتش را بررسی می‍کند. اگر وزنش کم شده باشد، خودش را تحسین می‍کند و رژیم غذایی‌اش را موفقیت‌آمیز ‍می‌داند.اگر وزنش اضافه شده باشد، آن را یک نوسان نرمال درنظر گرفته و فراموشش می‌کند. او ماه‌ها با این تصور باطل ادامه می دهد که رژیم غذایی دارد کار خودش را می‌کند، هرچند که وزنش ثابت مانده. جیل قربانی خطای تایید است، البته از نوع بی‌خطر آن.

خطاهای تایید زیادی در دنیا وجود دارند که هر‌کسی با آن در طول زندگی مواجه می‌شود و وقتی پی می‌برد  خطا کرده، که زمان تصمیم گیری در مورد مسئله را از دست داده یا خیلی وقت پیش آن را فراموش کرده است و وقتی با مورد استثنایی در زندگی مواجه می‌شود، تازه می‌داند که چه گُل به خودی‌ای زده است.


۱ نظر
سعید فعله گری

وبلاگ نویسی : برای چه می نویسم


مقدمه :

یاور مشیرفر عزیز که یکی از بهترین دوستانم است، در این مطلب در مورد شبکه سازی و وبلاگ نویسی مسائلی را مطرح کرده است که کم و بیش گریبان گیر آن مسائل بوده ام. این مطلب یک گفتگو دوستانه است .

پس این نکته را در نظر داشته باشید که این مطلب یک مطلب شخصی است و پایه و اساسی عملی ندارد.

ابتدا باید تشکری کنم از یاور عزیز به خاطر وقتی که برای من صرف کرده و در وهله دوم ، باید پاسخ نوشته اش را در یک پست بنا به درخواست خودش ، بنویسم.

برای چه می نویسم ؟

این سوال یکی از سوالات همیشگی من بوده و هست. برای چه می نویسم و برای که می نویسم؟

پاسخ این سوال را در دو قسمت برایت می نویسم.


۶ نظر
سعید فعله گری

وقتی حجم مطالعات زیاد می شود( قسمت اول)


مقدمه :

عنوان متن را ابتدا می خواستم این گونه بنویسم : چیزهایی که در مورد مطالعات زیاد به شما نمی گویند. این متن را خیلی وقت ها پیش می خواستم بنویسم. اما گذاشتم که کمی دیگر زمان بگذرد و دانش و سواد من هم غنی تر شود. البته ترکیب سواد و دانش و عمل ، به تجربه می انجامد که عصاره این متن هم حاصل این ترکیب است.

شاید سه سالگی ام را نتوانم با دقت به یاد بیاورم ، اما مادرم می گفت که اسباب بازی های مورد علاقه من ، لگو و کتاب بوده. هر زمان که بیرون می رفتم چه با پدرم و چه با مادرم ، خرید های من از این دو گزینه بیشتر نبود. این روند تا اواخر 8 سالگی ام ادامه داشت.

شروع سیر مطالعاتی :

یادم می آید که کلاس سوم دبستان بودم که معلم انشایم برایم موضوعی در مورد امام علی مشخص کرد. من هم برای اولین بار تصمیم گرفتم که خودم به جستجوی مطالب و کتاب ها بپردازم و از کسی نخواهم که در مورد انشاء مرا راهنمایی  کند.

۴ نظر
سعید فعله گری

این هم جور دیگر با جادی


مدت ها بود که دنبال کسایی بودم که مهاجرت کردند. مشکلات شون رو ازشون بپرسم. بدونم که چطوری رفتن و  چه هزینه هایی که پرداخت کردند. 

تا این که  با رادیو دال و آرش عزیز آشنا شدم. 

این قسمت از رادیو دال عالی بود. توی این قسمت با جادی عزیز صحبت کرده  و از خیلی مسائل پشت پرده هم صحبت کرده. مسائلی مثل برگ تقلب هایی که افراد موفق توی ایران دارند و اون رو هیچ وقت رو نمی کنند.

مسائل مثل پشتوانه مالی خوب خانواده ، مطالعه زیاد و خیلی چیز های دیگه ای که آرش عزیز با جادی صحبت کرده. 



۱ نظر
سعید فعله گری

کتابخوان بی عمل ، زنبور بی عسل( تصمیم و انتخاب)


انتخاب 

تئوری انتخاب می خوانیم ، اما نمی دانیم که انتخاب هایمان را خودمان انجام می دهیم. درست مثل قبل تقصیر را گردن دیگری می اندازیم. حتی برای انتخاب های خودمان ارزش قائل نیستیم. دوست داریم که کسی دیگر آن انتخاب ها را برایمان انجام دهد تا اگر این انتخاب با یأس و شکست مواجه شد ، کسی باشد که بتوانیم گردن او بیاندازیم.دریغا که وقتی کمی فکر می کنیم، پی می بریم که تئوری انتخاب خوانده ایم ولی حتی به اندازه یک صفحه از کلماتش را در زندگی پیاده سازی نکرده ایم.

انتخاب هایمان که شکست خورد ، دوباره شروع می کنیم به خواندن کتاب ویلیام گلاسر. این بار قبول می کنیم که انتخاب هایمان را خودمان انجام داده ایم و تصمیمات را خودمان گرفته ایم. اما اینجاست که پی می بریم تصمیمات مان اشتباه بوده. چه کنیم که تصمیم هایمان بهتر و معقول تر شود. سراغ دنیل کانمن را می گیریم. کتاب تفکر سریع و کند اش را تهیه می کنیم و شروع می کنیم به خواندن.



۳ نظر
سعید فعله گری

شجاع بودن در نوآوری : شجاعت خلاقیت


شجاعت چیست

شاید مدت ها با این گونه سوالات مواجه شده باشید. سوالاتی نظیر شجاعت چیست؟ معنایش چیست؟

این همه در مورد خلاقیت صحبت می شود. اصلاً خلاقیت به چه معناست؟ منظور از خلاقیت چیست؟

آیا خلاقیت و شجاعت باهم ارتباطی دارند؟

مدت ها ذهنم درگیر این مباحث و سوالات بود. این که انسان  اگر در این دنیا بخواهند زنده بماند و قدرت رقابت با دیگران  را داشته باشد، باید از عناصری به نام خلاقیت و شجاعت استفاده کند.حال خلاقیت و شجاعت چگونه تعریف می شوند؟

 قبل از  تعریف شجاعت ابتدا باید این نکته را به یاد داشت که ما در زمانه ای زندگی می کنیم که نسلی در حال مردن است و نسلی هنوز زاده نشده است.وقتی به اطرافمان می نگریم و تغییراتی اساسی در رفتارهای جنسی، سبک های ازدواج، ساختارهای خانوادگی، تعلیم و تربیت ، دین ، فناوری و تقریباً هر جنبه دیگر زندگی مدرن می بینیم نمی توانیم در این خصوص تردید کنیم.



۰ نظر
سعید فعله گری

دست از تقلا کردن بردار و زندگی کن


یک سوال :

لحظه ای را تصور کنید که کم و بیش در یابید تمام باورهایتان در باره ی یافتن خوشبختی ، اشتباه و نادرست است. روزی که بفهمید باورهایی که در باره ی خوشبختی داشته اید و در تلاش برای رسیدن به آن بوده اید ، چقدر به بدبخت شدن شما منجر شده است. تصور کنید روزی دریابید تلاش های شما به منظور یافتن خوشبختی ، در حقیقت به سدی برای رسیدن به آن تبدیل شده است. و چه می شود اگر تمامی کسانی که می شناسید ، از جمله تمامی روان شناسان ، روان پزشکان و انجمن های خودیاری که ادعا می کنند پاسخ تمامی سوالات شما را می دانند نیز در جایگاهی مشابه شما قرار داشته باشند ؟

 



۰ نظر
سعید فعله گری

نرم افزار چگونه توسعه می یابد


توسعه نرم افزار شبیه  چیست ؟

اگر بخواهم  توسعه نرم افزار را به چیزی تشبیه کنم ، قطعا آن را به تربیت یک نوزاد تشبیه خواهم کرد. نوزاد وقتی به دنیا می آید کاری به غیر از گریه کردن ندارد. این گریه کردن ها و داد زدن ها مشابه کاری است که کُدها انجام میدهند.

نوزاد برای رفع نیاز گرسنگی اش گریه می کند و نیاز به شیر مادر دارد. حال حکایت کدها مانند همین شیر مادر است. نیاز تغذیه ای اصلی یک نرم افزار کدُ می باشد. مانند نیاز تغذیه ای یک نوزاد.

مانند کودکی که بعد از مدتی رشد میابد و نیازهایش بیشتر و بیشتر می شود ، نرم افزار هم بعد از مدتی نیازهای مختلف پیدا می کند و دیگر شیر مادر یا همان کُدها نیازهایش را تامین نمی کنند.



۰ نظر
سعید فعله گری

صلحی که همه صلح ها را بر باد داد


مدت ها بود که واژه خاورمیانه ، من را در خواندن متون و کتاب های توسعه پایدار اذیت می کرد.

این خاورمیانه چیست؟

اصلا چرا به آن خاورمیانه می گویند؟

از کجا و چگونه به وجود آمده است؟



۰ نظر
سعید فعله گری

تجربه کاری برای Санкт-Петербург روسیه


مدتی پیش بود که  یک ایمیل برای درخواست همکاری از  سنت پترزبورگ (Санкт-Петербург)  دریافت کردم.

یک فرد روسی بود که مشکلی را در طراحی سیستم پیدا کرده بود و مرا از طریق لینکداین پیدا کرده بود. برایم نوشته بود که حاضر است مبلغی را پرداخت کند و مشکلش را حل کنم. همان ابتدا برایش نوشتم که من فعلا حسابی ندارم که تو بتوانی پولش را پرداخت کنی. اما اگر می توانی با آن مبلغ برایم کتاب بخری ، حاضرم کارت را تمام و کمال انجام دهم.

آقای روسی هم قبول کرد اما گفت که کار را برای یک شرکت انجام می دهم و در حل و رفع این مشکل ناتوانم. فقط درخواستم این است که نامی از من برده نشود. هر کتابی را که بخواهی برایت می خرم و پست اش می کنم.

 

این کار امروز با موفقیت به پایان رسید و آقای روسی خیلی خوشحال بود از اینکه توانسته از طریق فرد دیگری مشکلش را حل کند و به نام خودش ثبت کند. اما در طول این مدتی که درگیر این کار بودم ، تجربیاتی را کسب کردم و آن ها را می نویسم تا همیشه یادم بماند. زمان انجام این کار کم بود اما تجربیاتش غنی.

۳ نظر
سعید فعله گری

تفکر سیستمی با تفکرِ در سیستم ، متفاوت است


مدت هاست که می خواهم از سیستم و تفکر در سیستم بنویسم.اما وقتی به بررسی دقیق تر مفاهیم سیستم پرداختم ، متوجه یک تفاوت مهم  شدم.

تفاوت بین تفکر سیستمی و تفکر در سیستم

بیشتر کسانی را که با آنها کار کرده ام ، تقکر سیستمی داشته اند نه تفکر در سیستم.

ساده تر بگویم تفکر سیستمی یک پارادایم است که ما می توانیم به هر چیزی در قالب همان پارادایم فکری ، سیستمی بنگریم. امیدوارم که در این متن به واژه های به کار برده شده، دقت شود. نگریستن هم می تواند شکلی سطحی و ساده از تفکر باشد.پس در اینجا منظور از نگریستن، تفکر ساده و سطحی است.



۲ نظر
سعید فعله گری

نرم افزار چیست و نرخ شکست نرم افزار


نرم افزاز چیست؟ 

نرم افزار چگونه تعریف می شود؟ 

اصلا به چه چیزی نرم افزار می گویند؟

شاید با این دسته سوالات در تنهایی یا گفتگوهایی با دوستان و افراد دیگر، مواجه شده باشید.  کتاب های زیادی به روش های مختلف به تعریف نرم افزار پرداخته اند و این خود به نوعی باعث سردگمی شده باشد. 

برای نرم افزار نمی توان یک تعریف واحد در نظر گرفت. حتی کتاب هایی که به صورت مرجع برای درس مهندسی نرم افزار در نظر گرفته شده است، به یک تعریف بسنده نکرده اند.



 

۰ نظر
سعید فعله گری