۶ مطلب با موضوع «تصمیم گیری» ثبت شده است

اسیر دوره‌های گران نشویم( خطاهای تأیید و مرجعیت)


مورد استثنا

جیل می‍خواهد وزن کم کند. او رژیم غذایی مشخصی را انتخاب کرده و هر روز صبح با ترازو پیشرفتش را بررسی می‍کند. اگر وزنش کم شده باشد، خودش را تحسین می‍کند و رژیم غذایی‌اش را موفقیت‌آمیز ‍می‌داند.اگر وزنش اضافه شده باشد، آن را یک نوسان نرمال درنظر گرفته و فراموشش می‌کند. او ماه‌ها با این تصور باطل ادامه می دهد که رژیم غذایی دارد کار خودش را می‌کند، هرچند که وزنش ثابت مانده. جیل قربانی خطای تایید است، البته از نوع بی‌خطر آن.

خطاهای تایید زیادی در دنیا وجود دارند که هر‌کسی با آن در طول زندگی مواجه می‌شود و وقتی پی می‌برد  خطا کرده، که زمان تصمیم گیری در مورد مسئله را از دست داده یا خیلی وقت پیش آن را فراموش کرده است و وقتی با مورد استثنایی در زندگی مواجه می‌شود، تازه می‌داند که چه گُل به خودی‌ای زده است.


۱ نظر
سعید فعله گری

وبلاگ نویسی : برای چه می نویسم


مقدمه :

یاور مشیرفر عزیز که یکی از بهترین دوستانم است، در این مطلب در مورد شبکه سازی و وبلاگ نویسی مسائلی را مطرح کرده است که کم و بیش گریبان گیر آن مسائل بوده ام. این مطلب یک گفتگو دوستانه است .

پس این نکته را در نظر داشته باشید که این مطلب یک مطلب شخصی است و پایه و اساسی عملی ندارد.

ابتدا باید تشکری کنم از یاور عزیز به خاطر وقتی که برای من صرف کرده و در وهله دوم ، باید پاسخ نوشته اش را در یک پست بنا به درخواست خودش ، بنویسم.

برای چه می نویسم ؟

این سوال یکی از سوالات همیشگی من بوده و هست. برای چه می نویسم و برای که می نویسم؟

پاسخ این سوال را در دو قسمت برایت می نویسم.


۶ نظر
سعید فعله گری

وقتی حجم مطالعات زیاد می شود( قسمت اول)


مقدمه :

عنوان متن را ابتدا می خواستم این گونه بنویسم : چیزهایی که در مورد مطالعات زیاد به شما نمی گویند. این متن را خیلی وقت ها پیش می خواستم بنویسم. اما گذاشتم که کمی دیگر زمان بگذرد و دانش و سواد من هم غنی تر شود. البته ترکیب سواد و دانش و عمل ، به تجربه می انجامد که عصاره این متن هم حاصل این ترکیب است.

شاید سه سالگی ام را نتوانم با دقت به یاد بیاورم ، اما مادرم می گفت که اسباب بازی های مورد علاقه من ، لگو و کتاب بوده. هر زمان که بیرون می رفتم چه با پدرم و چه با مادرم ، خرید های من از این دو گزینه بیشتر نبود. این روند تا اواخر 8 سالگی ام ادامه داشت.

شروع سیر مطالعاتی :

یادم می آید که کلاس سوم دبستان بودم که معلم انشایم برایم موضوعی در مورد امام علی مشخص کرد. من هم برای اولین بار تصمیم گرفتم که خودم به جستجوی مطالب و کتاب ها بپردازم و از کسی نخواهم که در مورد انشاء مرا راهنمایی  کند.

۴ نظر
سعید فعله گری

کتابخوان بی عمل ، زنبور بی عسل( تصمیم و انتخاب)


انتخاب 

تئوری انتخاب می خوانیم ، اما نمی دانیم که انتخاب هایمان را خودمان انجام می دهیم. درست مثل قبل تقصیر را گردن دیگری می اندازیم. حتی برای انتخاب های خودمان ارزش قائل نیستیم. دوست داریم که کسی دیگر آن انتخاب ها را برایمان انجام دهد تا اگر این انتخاب با یأس و شکست مواجه شد ، کسی باشد که بتوانیم گردن او بیاندازیم.دریغا که وقتی کمی فکر می کنیم، پی می بریم که تئوری انتخاب خوانده ایم ولی حتی به اندازه یک صفحه از کلماتش را در زندگی پیاده سازی نکرده ایم.

انتخاب هایمان که شکست خورد ، دوباره شروع می کنیم به خواندن کتاب ویلیام گلاسر. این بار قبول می کنیم که انتخاب هایمان را خودمان انجام داده ایم و تصمیمات را خودمان گرفته ایم. اما اینجاست که پی می بریم تصمیمات مان اشتباه بوده. چه کنیم که تصمیم هایمان بهتر و معقول تر شود. سراغ دنیل کانمن را می گیریم. کتاب تفکر سریع و کند اش را تهیه می کنیم و شروع می کنیم به خواندن.



۳ نظر
سعید فعله گری

دست از تقلا کردن بردار و زندگی کن


یک سوال :

لحظه ای را تصور کنید که کم و بیش در یابید تمام باورهایتان در باره ی یافتن خوشبختی ، اشتباه و نادرست است. روزی که بفهمید باورهایی که در باره ی خوشبختی داشته اید و در تلاش برای رسیدن به آن بوده اید ، چقدر به بدبخت شدن شما منجر شده است. تصور کنید روزی دریابید تلاش های شما به منظور یافتن خوشبختی ، در حقیقت به سدی برای رسیدن به آن تبدیل شده است. و چه می شود اگر تمامی کسانی که می شناسید ، از جمله تمامی روان شناسان ، روان پزشکان و انجمن های خودیاری که ادعا می کنند پاسخ تمامی سوالات شما را می دانند نیز در جایگاهی مشابه شما قرار داشته باشند ؟

 



۰ نظر
سعید فعله گری